مامان: ول کن اون کامپیوتر رو بیا با هم حرف بزنیم ، مامان:عکس بندازیم ….. مامان:غذا درست کنیم ….. مامان:من چند سال بیشتر نیستما، مامان:اما این کامپیوتر سال به سال نوترش میاد تو بازار، فرزند:ولم کن مامان……!!! فرزند:تو هم که بلدی همش از این حرف ها بزنی، مامان:از من گفتن بود ….. . . . خیلی وقت ها زودتر از چیزی که فکرشو می کنیم دیر میشه ...…. هنو دیر نشده
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
از زندگی خسته شده ام روزهای خوشی ام به پایان رسیده و لبخند از لبانم رخت بسته قلب بیچاره ام از خنجر عزیزان زخمی شده و دنیای زیباییم جهنمی بیش نیست خدایا چگونه تحمل دیدن بیچارگی مرا داری؟ در این دنیا تنها پشتیبانم تو بودی به جز تو به چه کسی میتوانم تکیه کنم درد دل های خودم را به چه کسی بگویم نمیخواهم برایم معجزه کنی فقط این طوفان را کمی آرامتر کن مرسی خدا جونم!!!!!!!!!
Home
|
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 31
بازدید ماه : 31
بازدید کل : 19329
تعداد مطالب : 106
تعداد نظرات : 18
تعداد آنلاین : 1